تبليغاتX
گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست

رحیم مشایی در پانزدهمین جشنواره تحقیقاتی علوم پزشکی رازی گفت: حضرت نوح با 950 سال عمر نتوانست مدیریت جامع کند چرا که عدالت را ایجاد نکرده است. وی در ادامه افزود: شاید بوعلی‌سینا در عصر خود قامتی برجسته داشته اما قرار نیست افتخار هزار سال بعد آدمیان نیز باشد و این نشانه فقر انسان‌ها در دهه‌های بعدی است چرا که نشان می‌دهد فرصت شکوفایی در دوره‌های متعدد پدید نیامده است. با توجه به  آنچه خواندید و احتمالا الان مشغول سه باره و چهارباره خوانی‌اش هستید تا بلکه بتوانید بخشی از ابعاد و زوایای هنری، تاریخی، فلسفی و عروضی - قافیه‌ای‌اش را درک کنید، می‌توان به این نتایج رسید:
1) در زمان حضرت نوح سهام عدالت، دادگستری، سفر استانی، سهمیه نوروزی بنزین و وکیل تسخیری وجود نداشت، پس احتمال وجود عدالت در آن دوره بسیار بعید است.
2) در زمان حضرت نوح هنوز میوه فروشی و قصابی جنب خیابان پاستور تاسیس نشده بود تا مردم سراسر عالم بتوانند مایحتاج شان را با قیمت ارزان از آنجا بخرند و هم عدالت برقرار شود و هم دچار فقر نشوند و به خوردن نان و سیب زمینی نیفتند تا یک بچه مایه داری مثل ابوعلی سینا (که هر روز نان و بوقلمون می خورده) سر فرصت هی پیشرفت نکند و سالها و قرنها افتخار یک ملت باشد طوریکه مردم چند صد سال بعد، او را حتی از سیاستمدارانشان هم بیشتر قبول داشته باشند!
3) و بالاخره این که پس از این سخنرانی بود که برای اولین بار در تاریخ، قد هم جزء برجستگی های یک آدم  به حساب آمد!

مارکوپلولوژی آقای رییس!

خبر
: به گفته رییس سازمان میراث فرهنگی سفر ماركوپولو سياسي بوده و هدف او اين بوده كه غرب را در برابر شرق مطرح كند و شايد بتوان گفت سفر ماركوپلو جنبه جاسوسي داشته و هدف او جمع‌آوري اطلاعات براي غربي‌ها بوده است زيرا جاده ابريشم براي آنها بسيار مهم بوده و از طريق آن استفاده‌هاي اقتصادي زيادي داشتند.
در ادامه فهرست سایر جاسوسان خودفروخته و جیره خواران استکبار به اطلاع آن مقام حافظ میراث فرهنگی و اطلاعاتی و جاسوس رسوا کنی می‌رسد:
الف) گالیور که با سوء‌استفاده از قدبلندش داخل منازل اهالی لی لی پوت را دید می زد و راپرتهای اطلاعاتی اش را در اختیار غربی‌ها قرار می داد و به عوامل فریب خورده لی لی پوتی هم اجازه می داد دیش های شان را روی کله او که مکان مرتفعی بود بکارند تا از دامنه برد پارازیتهای موجود خارج شود.
ب) مسافر کوچولو که به قصد جاسوسی برای سیاره های غربی با تیپ و ظاهر تهاجم فرهنگی شده به زمین آمد تا پیمان کاران چینی  سازنده بزرگراه تهران – شمال را گول بزند ببرد بین سیاره اش و سیاره غربی ها اتوبان بکشد که با حضور به موقع چینی های حرمت نان و نمک نگه دار ، با نیش یک ماراز خود گذشته به سیاره اش دیپورت شد.
ج) رابینسون کروزوئه که قصد داشت با موبایل مجهز به دوربین 8 مگا پیکسلی اش به شرق سفر کند و از شلوغ کاریهای دو – سه شرقی مساله دار عکس و فیلم تهیه کند و برای رسانه های معلوم الحال بفرستد که خوشبختانه  با سوراخ به موقعی که در کشتی نامبرده ایجاد شد داغش به دل خودش و موبایلش ماند!
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم دی 1388ساعت 0:40  توسط اردلان  | 

من 3 تا افتخار داشتم: 1. دريافت نشان لياقت و مدريت از دست آقاي خاتمي

۲. بردن تيم به جام جهاني 3. بركناري توسط آقاي علي آبادي

*400ميليون ميدن به مربي خروجيش چيه ؟ اين پول كيه؟ پول مردم محرومه سيستان بلوچستانه. چرا دولت به اين كارا نظارت نميكنه؟ دولت نبايد بياد اينو بگه؟ نگه من برم ببينم بينم تو اين فوتبال چه خبره؟

 

ديشب يكي از بزرگترين روزهاي صدا و سيما بود تا بعد از چند ماه يك طرفي بالاخره يك كسي كه باهاشون مخالفه رو آوردن كه حرف بزنه البته راجع به فوتبال بود ولي اين حرفايي كه آقاي دادكان زد تو بقيه كارهاي اين دولت هم به وضوح ميشه ديد. حالا من چند تيكه مهم از حرفاشو مينويسم اميدوارم صدا وسيما به فكر بياد و از اين كارا بكنه: آقاي دادكان از موفقترين رئيسان فدراسيونهاي ورزشي بود كه در زمان رياست جمهوري آقاي خاتمي وارد عرصه شدند و در دوران رياست جمهوري آقاي احمدي اخراج شدند. بهترين دوره ي فوتبالي به اعتقاد بسياري از كارشناسان راستگو رو در اين مدت داشتيم ولي متاسفانه سياستهاي غلط و ديكتاتوري كه در دولت نهم موج ميزد باعث شد كه آقاي دادكان از رياست بركنار شود و نوكر خودشون ( كفاشيان ) رو به رياست بچسبونن. متاسفم براي اين دولت و اين آقاي محترم (علي آبادي)

1.ما تلاش داشتيم استقلال فدراسيون را حفظ كنيم و در اين كار مشكلات فراواني داشتيم حتي به دادگاه و كلانتري رفتم حتي خانواده ام رو تهديد كردن ولي من كوتاه نيومدم.

2.در طول اون چهار سال به هيچ كي معامله نكردم.

3. ما به خاطر حفظ استقلال با مسئولان سابق تربيت بدني اختلافاتي داشتيم.

4. مسئول سازمان تربيت بدني در برنامه اي زنده گفتند كه آقاي دادكان برند ما نيروي جوون تر مياريم كار آمدتره. و امروز فوتبال ما بايد بره تو جمع 4 تيم برتر دنيا. بعدها ما فهميديم نيروي جوونتر خودشونن و آقاي كفاشيان. كه فرقي نميكرد آقاي كفاشيان همون نفر اول بود فقط اسمش فرق ميكرد ايشون فقط ميخواستن اين جايگاه رو بگيرن و به امروز برسونن كه شما ميبينيد. هدفشان تخريب بود.

5. مسئولان سازمان مشكلات زيادي رو براي كار من و همكارانم ايجاد ميكردند مثل: به شركت ايرانول گفته شده بود پول ما را ندهند

6. كشورهاي ديگه جشن صعود به جام جهاني ميگرفتند ما بايد حاشيه هاي سازمان رو از سر خودمون دفع ميكرديم

7. من صحبتهام تند نيست از همه هم بيشتر كشورمو دوست دارم مردمم رو دوست دارم و نظامم رو. بعد از انقلاب هم اينطور نشدم كسايي كه منو ميشناسن ميدونن از سال 52 همين مو و همين ريش رو داشتم تو يه خونواده مذهبي بزرگ شدم اگه حرفي رو ميزنم دلم ميسوزه براي كشورم و مردمم

8. شما اين مدرك تعليق رو بخونيد حداقل يه بار تو مملكت ما يه جا شفافسازي بشه.

9. آقاي كارشناس وقتي ميايد اينجا ميگيد ايران بايد پرتقال رو ببره مگه ايران ميتونه پرتقال رو ببره حالا كه ايران بحرين رو نميتونه ببره نميگيد چر انميتونه ببره. اون موقع كه به پرتقال ميباختيم حیثیت ملي رو دادكان برد حالا كه به بحرين و قطر و تانزانيا و هر چي تيم درجه 3 و 4 ميبازيم كي حيثيت رو ميبره؟

10. ما دو نفر مسابقه سر رياست داشتيم من كه گفته بودم ميرم ايشون هم ميخواست رئيس بشه دعوا سر رياست بود بعد هم كه ديديد كانديد شد كه رئيس بشه اگه ايشون طمعي براي رياست نداشت ثبت نام نميكرد. شما رئيس سازماني 100 دنبال فدراسيون فوتبال 50 هم ميري؟ دنبال دبير كلي كميته ملي المپيك هم ميري؟ ميگن دويدن سهم كساييست كه هرگز نميرسند رسيدن سهم كساييست كه نميدوند.

11. وقتي وارد فدراسيون شديم 1ميليارد و 700 ميليون پول بود وقتي ميرفتيم 4 ميليارد و 300 میلیون.

12. فدراسيون ما نه تنها به راحتي جام جهاني رفت بلكه به راحتي در بوسان قهرمان شديم در جام ملتها بدون باخت و با خوردن حقمون سوم شديم قهرمان 2 قاره آسيا و اقيانوسيه شديم.

13. آيا كسي اومد به من و همكاراي من خسته نباشيد بگه؟ شما خودتو بزار جاي من 4 سال زحمت بكشي موهات سفيد شه 12 كيلو وزن كم كني خونوادت زير فشار باشن اون موقع تو آلمان به عنوان نماينده ايران حكمت لغو بشه ميتوني تا ابد ببخشي؟ ولي بعضيا ميان دور شكمشون رو زياد ميكنن. ما اومديم براي اين كشور خدمت كنيم عاشق هم هستيم اگه امروز هم بيان بگن تو اين كشور مسئوليت بپذير ميگم دوست داريد منو بكنيد مسئول كميته پيشكسوتان من برم به پيشكسوتا برسم.

13. من ميترسم اين 1 ساعت و نيم يك دفعه بشه نيم ساعت از من خداحافظي كنين اين اتفاقات افتاده

14. ضعيفترين مربيا قبل از جام جهاني به رئيس جمهور نامه مينوشتند تا من برانكو رو بركنار كنم اونا بيان تو تيم ملي.

15. من 3 تا افتخار داشتم: 1. دريافت نشان لياقت و مدريت از دست آقاي خاتمي2. بردن تيم به جام جهاني 3. بركناري توسط آقاي علي آبادي

16. بغد از باخت به پرتقال اومدن از مردم عذر خواهي كردن ولي حالا كه به همه ميبازيم كسي نمياد عذر خواهي كنه؟

17. فوتبالي كه سالي 400 ميليارد هزينش ميشه خروجيش چيه؟ حالا ما اين حرف رو ميزنيم حرف ضد نظامه ضد دولته؟

18. يكي اومد به من گفت از بالا كه دادكان رو بكوبم. اين تيتر اول يه روزنامه است. از اون وقت كه اين مطلب رو خوندم نسبت بهش گذشت كردم اونم از من گذشت كنه اگه چيزي گفتم. پذيرفت و واقعيت رو گفت كه يه دستوري بوده تا دادكان رو بكوبم.

19. افشين قطبي رو به خاطر تواناييهاش آورديم؟ نه فقط آورديم اون محبوبيتي كه اينجا داشت تمام شه برگرده.

20. 400 ميليون ميدن به مربي خروجيش چيه ؟ اين پول كيه؟ پول مردم محرومه سيستان بلوچستانه. چرا دولت به اين كارا نظارت نميكنه؟ دولت نبايد بياد اينو بگه؟ نگه من برم ببينم بينم تو اين فوتبال چه خبره؟

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1388ساعت 23:15  توسط اردلان  | 

متاسفانه همه چیز قاطی شده . همه حق به جانب شده اند . هیچکس خطا ها را به عهده نمیگیرد . هر گروه که اشتباهی می کند دست گروه دیگر را در این اشتباه دخیل می داند و آن را توطئه می داند . قدرت طلبی بیداد می کند گروهی با استفاده از احساسات پاک مردم لشکر کشی می کنند و گروهی با سو استفاده از احساسات جوانان .

از سر آحر هم ما مردم می مانیم و اعصابهای به هم ریخته . از فضای خفقان از تهدید از فحش از تهمت  و از همه مهمتر از اتهام بی دینی .

واقعا فکر کنید به کجا می رویم ؟؟

رسانه ملی عکس پاره امام را نشان می دهد و به تبلیغات مردم را به خیابان می کشد و از آن طرف دوستانشان به حسینیه جماران حمله می کنند و فقط به این دلیل که سخنرانش خاتمی است آنجا را به هم میریزند . در همان هنگام هم به منزل مرجعی دیگر فقط به خاطر اینکه همفکرشان نیست حمله می کنند . حال تصور کنید حمله ای بر عکس و در حد بسیار کمتر صورت بگیرد چه کفن پوشانی که به راه می افتند و چه هیهاتها  که سر می دهند .

در این حوادث هم سردار رادان به صورت کاملا مضطرب در تلویزیون ظاهر می شود و برای هر کشته ای دلیلی می آورد اما تصاویر چیز دیگری را نشان می دهد .

پخش گزینشی تصاویر هم در نهایت به این نتیجه میرسد که موسوی و دوستانش ضد اسلام هستند !!! و باقی ماجراها .

در نهایت هم مردمی که قلبشان از این مسائل به درد آمده  به خیابانها می آیند ولی در نهایت استفاده ابزاری از نام امام حسین (ع) صورت می گیرد .

خلاصه مطلب اینکه این راه شدیدا اشتباه است و دودش فقط به چشم مردم خواهد رفت .

 

راستی اینهم از یک شعار در یک راهپیمایی ارزشی و گرفته شده توسط  عکاس یک سایت ارزشی !!!

فکر کنم تصویر صفحه اول کیهان هم خواهد بود !!

 

خدایا راه راست را خودت نشان ما بده .

قدرت تفکرو تعقل  و تشخیص سره از ناسره را به عطا کن .

آمین

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 1:3  توسط اردلان  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم دی 1388ساعت 23:52  توسط اردلان  | 

اخبار ۲۰:۳۰ برای چند ثانیه دوربین را به طرز معنا داری  روی عکس پاره امام خمینی نگه داشت و از فردایش آشوب جدیدی در کشور به راه افتاد که به امام خمینی اهانت شده است. از یک سو تلویزیون این تصاویر را مربوط به معترضان دانست و از سوی دیگر کروبی به ضرغامی معترض شد که اصلا تو چرا این تصاویر را نشان دادی؟ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام هم ساکت ننشست و به این کار ضرغامی اعتراض نمود.

مسأله به همین جا ختم نشد. ائمه جمعه، جامعه مدرسین، در مقابل آنچه که توهین به امام خمینی اعلام شده بود موضع گرفتند.

کفن پوشان قم، دیروز پس از نماز جمعه راهپیمایی کردند و دست آخر، امروز صبح از ساعت ۱۰ تا ۱۲ دروس حوزه قم تعطیل شد و برخی از طلاب و روحانیون گردهم آمدند. این تجمع­ در حوزه­های علمیه دیگر شهرها نیز برگزار شد.

البته جای این سؤال هست که چرا این تجمعات و اعتراض­ها پیش از این برگزار نشد؟ چرا وقتی مردم بی گناه در تهران کشته شدند همه ساکت بودند؟ اصلا فرض را براین بگذاریم که کشته شدن عزیزانی چون ندا آقا سلطان، سهراب اعرابی، محسن روح الامینی و… کار حامیان موسوی بوده است. چرا امثال آقای صدیقی که برای پاره شدن عکس امام در تریبون نماز جمعه خون گریه می­کنند، برای کشته شدن مردم بی­گناه گریه نکردند؟!

هفت سال پیش بود که روزنامه حیات نو که هادی خامنه ای (از یاران امام) صاحب امتیازش بود، به اتهام چاپ کاریکاتوری که گفته می شد مرتبط با امام است، در اقدامی مشابه، مورد اعتراض­ قرار گرفت. کاریکاتوری که مشخص شد مربوط به ۲۰۰ سال پیش بوده و هیچ ارتباطی به امام خمینی نداشت. دست آخر با توقیف حیات نو، غائله ختم شد. و البته هیچ دادگاه صالحه و غیر صالحه ای به این موضوع رسیدگی نکرد که بالاخره آیا آن کاریکاتور مربوط به امام بوده است یا خیر؟

اما وضعیت امروز با هفت سال پیش تفاوت های عمیقی دارد و فضای سیاسی کشور، ملتهب­تر از آن است که با این گونه کارها، آب روی آتش آن ریخت.

پخش تصاویر ابهام برانگیز از شبکه سراسری تلویزیون، چه نتیجه ای خواهد داشت جز آن که کسانی که در سیاست نیستند را نسبت به بنیان های فکری خود، سردرگم کند و کسانی را هم که دستی بر آتش سیاست دارند را بیش از پیش، در مقابل هم قرار دهد.

اگر چه اخبار ۲۰:۳۰ (که با خبرسازی های ناشیانه و غیرحرفه ای خود، اعتبار صدا و سیمای جمهوری اسلامی را زیر سؤال برده است) قرار بود مستندات خود را درباره عدم صحنه سازی برای این خبر ارائه دهد و تا کنون هم اقدام به چنین کاری نکرده است اما به فرض این که داستان اثبات شود. آیا این مسأله نشان از آن دارد که میرحسین و تمام حامیان جنبش سبز هم اینگونه هستند؟ چگونه می توان اقدام یک فرد مجهول الهویه را بدون حجت قانونی به یک جریان نسبت داد؟!

این که سخنرانان امروز در حوزه­های علمیه، به صراحت یا به طور ضمنی میرحسین موسوی و حامیانش را در مقابل امام خمینی قرار دادند اشتباه بزرگی بود. اشتباهی که اگر دقیق تر دیده می شد و نیم نگاهی به مواضع رسمی رهبران جنبش مردمی سبز می شد، به هیچ وجه صورت نمی گرفت. موضع یک فرد را خودش مشخص می­کند و نمی توان به صرف اقدام خلاف یک حامی، تمام یک جریان را مورد مؤاخذه قرار داد، مگر آنکه در دادگاه صالح و بی طرف ثابت شود که ارتباط مستقیم بین اقدام او و شخص دیگر وجود داشته است.

بماند که گفته می شود تمام این داستان، (با توجه به سخنان امروز سید احمد خاتمی در مدرسه فیضیه و تعیین تکلیف برای سید حسن خمینی)، چیزی جز آغاز جریانی برای به چالش کشیدن بیت امام نیست. آن هم به جرم حمایت این بیت از جنبش سبز.

به هر حال آنچه که من تا به امروز دیده ام این است که میرحسین موسوی و کروبی نام امام را دوباره زنده کرده اند. بد نیست اگر حوصله خواندن حرف های رهبران جنبش سبز را نداریم لااقل خودمان در بین مردم عادی حاضر شویم!

من و دوستانم شاهد بودیم که در اجتماعات قانونی مانند روز هفتم تیر و یا نماز جمعه تاریخی هاشمی رفسنجانی، چگونه معترضان حمایت خود را از امام خمینی وآرمان های وی ابراز می داشتند. البته بماند که دوستان بسیجی از همین حامیان امام، با باتوم و گاز اشک آور پذیرایی کردند. و البته آن روز هیچکس اعتراضی نکرد که چرا حرمت نماز جمعه، یعنی یادگار رسول اکرم(ص) را در یک کشور اسلامی با این جنایت ها شکستند؟

بدون شک امروز اگر به واقع در فکر اعتراض به توهین کنندگان به امام از هر طیف و گرایشی هستیم یک راه بیشتر نداریم، آن هم رجوع دوباره به قانون اساسی است.

و در آخر باید بگویم: امامی که من می شناسم، بیش از آنکه نگران آبروی خودش باشد نگران جان و مال و آبروی مردمی است که پناهی جز خدای خود ندارند. امامی که من می شناسم، امامی است که بیش از آن که دغدغه پاره شدن عکس خودش را داشته باشد، دغدغه زیرپا گذاشتن قانونی را دارد که خون هزاران تن از بهترین جوانان این کشور برای به ثمر رسیدنش ریخته شده است. قانونی که با دین در تضاد نیست و دینی که با قانون تضادی ندارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 15:0  توسط اردلان  | 

مهندس میرحسین موسوی پاره کردن عکس امام در جریان وقایع 16 آذر را کاملا مشکوک و یک اقدام ضدانقلابی دانست.

وی در پاسخ به این سئوال روزنامه جمهوری اسلامی که موضع شما درباره پاره شدن عکس امام و نشان دادن صحنه اهانت به عکس امام از سیمای جمهوری اسلامی و تلویزیون های بیگانه چیست گفت : حضرت امام خمینی احیاگر دین در قرن حاضر و بیدارگر بزرگ ملت ها برای مبارزه با مستکبران است . ایشان به گردن همه ملت ها به ویژه ملت های مسلمان و مردم ایران حق بزرگی دارند و قطعا هیچ انسان منصف و مومنی به خود اجازه نمی دهد چنین اهانتی به عکس ایشان بکند.

میرحسین موسوی افزود : کسانی که به اینجانب محبتی دارند هرگز کوچکترین اهانت به حضرت امام خمینی را جایز نمی دانند و حفظ حرمت امام را واجب می دانند. اطمینان دارم که دانشجویان هرگز دست به چنین ساختارشکنی هائی نمی زنند زیرا همه میدانیم که دانشجویان به امام عشق می ورزند و حاضرند برای آرمان های امام جان فشانی کنند.

مهندس موسوی گفت : اطلاعات دقیقی درباره اینکه اصولا چنین کاری صورت گرفته باشد ندارم کما اینکه درباره عاملان این اقدام ساختارشکنانه نیز اطلاعات روشنی نداریم ولی بهرحال اگر چنین کاری صورت گرفته باشد این یک اقدام مشکوک است و پخش آن صحنه ضدانقلابی از سیمای جمهوری اسلامی نیز اقدام نادرستی بود. از رسانه های بیگانه که همواره درحال دشمنی با نظام جمهوری اسلامی هستند انتظاری جز این نیست که با سواستفاده از این قبیل حوادث مرتکب چنین اقدامی بشوند اما چنین اقدامی توسط رسانه ملی که موجودیت خود را به برکت انقلاب عظیمی که به رهبری حضرت امام خمینی پیروز شد مرهون است به‌ هیچ‌وجه قابل قبول نیست.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 14:59  توسط اردلان  | 

هوگو چاوز رئیس جمهور کشور دوست و برادر و سوسیالیست ونزوئلا همراه سایر همکارانش در هیأت وزیران و رئیس جمهور ایران در مشهد مقدس حاضر شد و گفت:‌ «احساسات قلبی خود را نثار امام‌رضا (ع) می‌کنم و می‌دانم که احساس مسیح هم احساسات بسیار مثبتی در راستای احساس امام رضا (ع) است.»

تا اینجای کار بسیار هم خوب است. هرکس می‌تواند دریافتش را از زیارت اماکن مقدسه بیان کند. اما نکته جالب این‌جاست که هوگو که بعد از این او را «مشهدی‌هوگو» می‌نامیم، گفته است: «باید در این راستا تلاش کنیم که هرچه زودتر حضرت مهدی و مسیح ظهور کنند تا دنیای پرعدالت را به وجود آورند که امیدواریم هرچه زودتر محقق شود.»

مشهدی‌هوگو در بخش دیگری از سخنانش گفت: «دیروز جلسه هماهنگی مجمع بانک دوملیتی ایران - ونزوئلا برگزار و مقرر شد در مدت 30 روز هر یک از دو کشور 30 میلیون دلار به آن واریز کنند. زنده‌باد بانک دوملیتی ایران و ونزوئلا».

1- به نظر شما کارشناس ظهور شدن چاوز ربطی به بانک دوملیتی دارد؟

2- لطفاً در اسرع وقت یک میزگرد در باب فراهم کردن اسباب ظهور به نام میزگرد «ظهور،‌ ایران،‌ ونزوئلا» با شرکت حاج‌اسفندیار رحیم‌مشایی و مشهدی‌هوگو چاوز ترتیب بدهید.

3- اگر آقای چاوز قصد مسلمان شدن دارند، لطفاً دستور فرمایید یک تیم پزشکی مجرب را متشکل از پزشکان ایران و ونزوئلا خبر کنید که لازم است.

4- یک سؤال کوچک داریم در باب خردجال، از «حاج‌اسفندیار» بپرسیم یا «مشهدی‌هوگو»؟

5- راستی می‌دانید مشهدی‌هوگو چند وقت پیش پایگاه نظامی «لاکارلوتا»‌در کاراکاس را برای برگزاری کنسرت در اختیار سرکار خانم «شکیرا» خواننده و رقاص معروف گذاشت؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 0:34  توسط اردلان  | 

کساني که به مکه و مدينه مشرف شده اند مي دانند که در ورودي هاي اين شهرها نوشته است که "ورود غير مسلمانان ممنوع". اين مسئله بيانگر جايگاه اماکن مقدس براي مسلمانان است و اين تقدس نيز ايجاب مي کند که براي ورود به اين اماکن علاوه بر "اعتقاد" و "ايمان" قلبي که شرط ضروري قدم گذاردن به اين اماکن است مقدمات ظاهري همچون طهارت نيز رعايت شود.
«آيا چاوز مسلمان شده است؟!»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي ابتكار است كه در آن مي‌خوانيد؛


اگرچه اکثر"چپ" ها اعتقادي به خدا ندارند و از مشي "ماترياليسم ديالکتيک" پيروي مي کنند اما برخي چپ هاي جهان سومي علي الخصوص در آمريکاي لاتين ترجيح مي دهند بر اين طبل نکوبند و خود را همگام با مرام قاطبه جامعه نشان دهند و به اين خاطر است که اکنون در کشورهاي اين قاره که جولانگاه چپ خلقي و جهان سومي و به عبارت درست تر چپ پوپوليستي است رهبران ترجيح مي دهند اعتقادات خود را بروز ندهند و حتي خويش را مسيحي جلوه دهند. درباره هوگو چاوز نيز وضع بدين منوال است اما از آنجا که وي اخيرا و در مشهد مقدس خويش را يک "مسيحي" معرفي کرده است ما نيز او را يک معتقد به دين مسيح در نظر مي گيريم اما با لحاظ کردن اين مسئله نيز حضور او در حرم مقدس امام رضا (ع) با چه مبنايي توجيه مي شود؟ مسلمانان براي برخي مکان ها مانند مسجدالحرام، مساجد و مکان هاي مقدس مذهبي مانند حرم امامان معصوم (ع) اهميت ويژه اي قائلند و ورود غير مسلمانان را به آنها حرام و غير مجاز مي دانند.

کساني که به مکه و مدينه مشرف شده اند مي دانند که در ورودي هاي اين شهرها نوشته است که "ورود غير مسلمانان ممنوع". اين مسئله بيانگر جايگاه اماکن مقدس براي مسلمانان است و اين تقدس نيز ايجاب مي کند که براي ورود به اين اماکن علاوه بر "اعتقاد" و "ايمان" قلبي که شرط ضروري قدم گذاردن به اين اماکن است مقدمات ظاهري همچون طهارت نيز رعايت شود. از ديگر سو مسائل ديني و اعتقادي نيز اموري نيستند که بتوان به هر دليلي آنها را زير پا گذاشت و يا به راحتي از کنار آنها گذشت.

روز يکشنبه هوگو چاوز رئيس جمهور چپگراي ونزوئلا همراه با محمود احمدي نژاد قدم در حرم امام رضا(ع) گذارده و بعد از زيارت حرم ايشان بر سر سفره افطار نشست.با شنيدن اين خبر اين سوال به اذهان متبادر مي شود که هوگو چاوز بر فرض اينکه مسيحي هم باشد با چه مبنايي حرم امام رضا عليه السلام را زيارت کرده است؟ اکثر مراجع تقليد گذشته و حال، ورود غيرمسلمانان به مساجد و حرم امامان معصوم را حرام مي دانند.خوب است آقاي احمدي نژاد در توضيح منافات اين اقدام ايشان با آن حکم شرعي، بگويند که مرجع تقليد شان ورود غيرمسلمان به حرم رضوي را مباح مي داند يا حرام.



اين اما تمام ماجرا نيست چرا که آقاي محمود احمدي نژاد حضور چاوز در حرم امام رضا(ع) را نشان دهنده عمق اعتقادات مشترک و برادرانه دو ملت و دو دولت دانسته است! اکنون اين سوال پيش مي آيد که منظور از عمق اعتقادات مشترک چيست؟ دو ملتي که يکي مسلمان است و ديگري مسيحي و دو دولتي که يکي اسلامگرا است و ديگري چپ چه اعتقادات مشترکي مي توانند داشته باشند که آن بخواهد عميق باشد؟! درست است که مسيحيان و مسلمانان هر دو يک خدا را مي پرستند اما آيا مي توان حضور نمادين يک رئيس جمهور کمونيست-مسيحي در حرم امام رضا (ع) را حمل بر "عمق اعتقادات مشترک" کرد؟! از ديگر سو اما هوگو چاوز درباره حضور خود در حرم امام رضا(ع) مي گويد: « نيت تمام اينها ايمان و اعتقادات قلبي است و همچنين خاص تر از آن زيارت است.» او اما در بخش ديگري از سخنان خود اعلام مي کند: « درهمين راستا اعلام مي کنم حضرت مسيح (ع) به همراه حضرت مهدي دوباره ظهور خواهند کرد و يک روزي با هم قدرت را به دست خواهند گرفت.» بسيار جالب است که هوگو چاوز در جايگاه يک کمونيست-مسيحي مطالبي را به زبان آورد که صرفا مربوط به اعتقادات شيعيان است. بيان اين سخنان از زبان چاوز يعني اينکه او واقعا به اين مسئله که روزي حضرت مهدي(عج) ظهور خواهد کرد و مسيح(ع) نيز در کنار او حضور خواهد داشت ايمان دارد؟ اعتقاد به وجود و ظهور حضرت مهدي عج لازمه اي دارد و آن اعتقاد به حقانيت حضرت محمد(ص) و دين مبين اسلام است.

با اين وضعيت حال اگر هوگو چاوز به حقانيت دين اسلام و پيامبر اين دين اعتقاد دارد بايد مسلمان باشد و نه يک کمونيست مسيحي! چاوز اما در ادامه سخنان خود حرف هاي جالب تري مي زند او با بيان اينکه: « همچنين در آن زمان به چشم اندازهاي آينده مي رسيم و روابط را از اين بيشتر گسترش خواهيم داد.» بسيار جالب است که چاوز براي بعد از ظهور نيز نقشه کشيده است چرا که از هم اکنون نويد گسترش روابط ميان ايران و نزوئلا پس از ظهور حضرت مهدي را مي دهد!
 
نظر نویسنده وبلاگ :
هزینه از دین و مذهب و احساست مردم چقدر ؟؟؟ پارسال هم دکتر رییس جمهور نیکاراگوئه را بر سفره افطار نشاند و امسال با جهشی که فقط از ایشان بر می آید یک انسان کمونیستی که عکسهای ایشان با مدلهای .... و فساد اخلاقی ایشان در دنیا معروف است را به حرم امام رئوف می برد . 
می ترسم از عاقبت کار ......
 
متاسفم
 
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 16:18  توسط اردلان  | 

احمدی‌نژاد در برنامه زنده تلویزیونی: باقری‌لنکرانی مثل هلو است، آدم می‌خواهد ایشان را بخورد!

 احمدی‌نژاد از اینکه «یک عده از مردم» پس از انتخابات« از دست رفتند» ابراز ناراحتی کرد!

احمدي‌نژاد در گفت‌وگوی تلویزیونی‌اش درباره کابینه با اشاره به اظهاراتی درباره رای اعتماد گفت: من نمی‌خواهم جسارت کنم ولی به نظرم برخی می‌خواهند القا کنند تعدادی از اعضای کابینه رای نمی‌آورند.

وی با اشاره به حق رای نمایندگان افزود: کسی به یک نفر رای می‌دهد یا کسی نمی‌خواهد به 21 نفر رای دهد. این حق نماینده است ولی نمی‌توانیم بگوییم چرا رای دهید.

احمدی‌نژاد با بیان اینکه بعضی می‌گویند همان‌قدر که رئیس‌جمهور حرف می‌زند باید حرف بزنیم گفت: چطور چنین حرفی می‌زنند من مجری قانون اساسی هستم و صداوسیما هم باید توجه داشته باشد.

وی درباره انتخاب وزیر آموزش و پرورش گفت: خانم سوسن کشاورز از بین 600 خانم به دو سه نفر رسیدیم چرا که خانم‌ها بهتر می‌توانند نگاه تربیتی را که ما می‌خواهیم دنبال کند. باورم این است که وزن تربیتی خانم‌ها بیشتر است.

وی درباره وزیر پیشنهادی اطلاعات گفت: آقای محسنی انسان خوبی بودند ولی نیاز به تحول در وزارت اطلاعات احساس می‌شد. اگر اشراف داشتند مسائل بعد از انتخابات رخ نمی‌داد. یک عده از مردم از دست رفتند.

وی با بیان اینکه در وزارت اطلاعات «تغییراتی انجام شده» با اشاره به «مصلحی» وزیر جدید گفت: ایشان زوایای کار فرهنگی را می‌داند؛ فکر می‌کنیم نیروهای بدنه وزارت اطلاعات هم همین را می‌خواهد تا وزارت اطلاعات 70 میلیونی تشکیل شود.

احمدی‌نژاد که در این گفت‌وگوی تلویزیونی باز هم با ادبیات خاص خود سخن می‌گفت در توصیف وزیر بهداشت دولت نهم اظهار داشت: آقای باقری‌لنکرانی مثل هلو می‌ماند آدم می‌خواهد ایشان را بخورد.

رييس دولت نهم درباره دلیل اینکه چرا یک زن را به عنوان وزیر بهداشت انتخاب کرده است گفت: در ارزایابی بیماری‌ها خانم‌ها به خاطر حجب و حیایشان بیماری‌شان را از همسرشان هم پنهان می‌کنند، اگر محیط برایشان فراهم نمی‌شود. گفتیم یک مدتی خانم متخصص درجه یک بیاید جایی که خانم‌ها چک شوند. خانم‌ها اگر سالم باشند جامعه سالم خواهد شد. چرا که فضای عفت خانم‌ها باعث شده دچار مشکل شوند. وزیر بهداشت باید خدمات را آن‌قدر گسترش دهد که هر سه ماه یکبار چک شوند؛ و این خانم فوق تخصص زنان را دارند.

 وی درباره وزیر کشاورزی دولت نهم نیز گفت: شماره تلفن ایشان را همه داشتند و اسکندری چهار پنج سال نخوابید.

احمدی‌نژاد درباره وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و ویژگی‌های این وزیر گفت: این وزارتخانه کسی را می‌خواهد که صعه‌صدر داشته باشند و ارتباط با اهالی فرهنگ و هنر و تجربه رسانه داشته باشد. آقای صفار واقعا زحمت کشید ولی کار سخت است. جنس کار هم جنس فرهنگی است که همه مدعی با سلیقه‌های مختلف هستند.

وی درباره معرفی شدن علی‌آبادی به عنوان وزیر نیرو تقصیر شکست در فوتبال را برعهده او انداخت و اظهار داشت: در رشته‌هایی که آرزوی مدال هم نداشتیم مدال گرفتیم ولی در فوتبال کارش خوب نبود و نتوانست. ولی ایشان کارش عمرانی است.

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 0:26  توسط اردلان  | 

تا به حال دقیق و موشکافانه کارتونهای پت و مت را نگاه کرده اید؟ دقت کرده اید چه مشخصاتی دارند؟

۱- کاملا خودمحور هستند. شما تا به حال کس دیگری را جز این دو در کارتونهایشان دیده اید؟


۲- تأیید طلب هستند. همدیگر را تأیید می کنند و قند در دلشان آب می شود.


۳- کارهایی می کنند و وسایلی می خرند که خودشان هم فلسفه شکل گیریش را نمی دانند.


۴- هدف را تخریب می کنند تا به وسیله برسند.. خاطرم هست در یک قسمت همه کتابهایشان را فروختند تا ابزار ساخت کتابخانه را بخرند.



۵- در کارهایی دخالت می کنند که در آن تخصص ندارند و هیچ متخصصی را هم قبول ندارند.



۶- نوآوری می کنند، ولی به روش خودشان.



۷- متخصص ایجاد ضرر و زیان هستند.



۸- اعتماد بنفس کاذبشان غوغا می کند.



۹- یک جا را خراب می کنند تا جای دیگر را بسازند، دست آخر هر دوجا تخریب می شود.



۱۰- شعارشان این است: That’s it یا همان همینه، به عبارتی همینه که هست!



۱۱- الگوهای در پیت دارند. به عکس آن وزنه بردار بر دیوار اتاقشان نگاه کرده اید که وزنه را کج گرفته است؟


۱۲- هیچوقت لباسشان را عوض نمی کنند و همه به همین لباس می شناسندشان.



+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 15:16  توسط اردلان  |